کاربرد مدیریت سرویس مرکز داده

مصرف انرژی:

نزدیک به ۱۰ سال پیش، انرژی مورد استفاده در مراکز داده به شکل معلقی رو به افزایش بود. طبق آمارهای بدست آمده فقط در ایالات متحده آمریکا در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۱۰ ، حدود ۲۴ درصد انرژی تولید شده توسط مراکز داده مصرف میشد. شرکت های بزرگی که روش های خود را تغییر دادند و به سمت فناوری هایی مثل، مجازی سازی و رایانش ابری و بهبود مدیریت مراکز داده رفتند، باعث کاهش تقاضا در زمینه مصرف انرژی شدند. طبق مطالعه جدیدی در جولای ۲۰۱۶ انجام گرفت، به این نتیجه رسیدیم که رایانش ابری توانسته با ورود خود سهم بخصوصی در کاهش مصرف انرژی را به خود اختصاص دهد. در طی سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۲۰ پیش بینی میشود که درخواست مصرف انرژی از طرف منابع محاسباتی که در مراکز داده وجود دارد تنها به ۴ درصد میرسد.

طبق آمارهایی که مراجع مربوطه منتشر کرده اند، میزان انرژی مصرف شده در مراکز داده ایالات متحده که شامل سرورهای تامین انرژی و ذخیره سازها و شبکه ها و زیرساخت هایی که پشتیبانی را انجام میدهند،به ۷۰ میلیارد کیلو وات ساعت در سال ۲۰۱۴ رسیده است. این آمار بیانگر این است که ۱٫۸ درصد کل برق ایالات متحده تنها در این حوزه مصرف شده است.

براساس این الگو انتظار می رود که مصرف مراکز داده چیزی درحدود ۷۳ میلیارد کیلو وات ساعت را در ۴سال آینده استفاده کنند.

آزمایشگاهی به اسم ملی لارنس دراین باره گفته است: روند رو به رشد مصرف انرژی در مراکز داده، در یک دهه گذشته رو به کاهش بوده است. این رویکرد باعث شده که بهبود بهره وری درسرورهای فیزیکی کاملاً مورد مشهود باشد. از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۵ هرساله شاهد افزایش ۱۵درصدی سرور ها بوده ایم. با این حال این نرخ رشد اکنون به ۳درصد نزول پیدا کرده است و انتظار می رود تا سال ۲۰۲۰ همچنان ثابت باقی بماند.

اندازه گیری بلادرنگ:

هر مدیر مرکز داده ای جهت صحیح انجام دادن و موفق بودن در کار خود باید به سه معیار که شامل فضای در دسترس، انرژی قابل مصرف و خنک کنندگی است با دقت تمام، بررسی و مدیریت کند. با کمک این اطلاعات به دست آمده، کارکنان خیلی راحت می توانند به طور فوری تصمیم های مقتضی را در رابطه با دارایی موجود اتخاذ کنند، و با دقت زیاد ظرفیتی که در حال افزایش است را بررسی نمایند. مجموع این اطلاعات توسط مدیریت زیر ساخت مرکز داده، خیلی راحت میتواند دراختیار مدیران قرار بگیرد.

برنامه ریزی آینده:

مدیریت زیر ساخت مرکز داده (DCIM) آگاهی درباره زمان اوج پردازش و نمایی از طریقه ی درست استفاده کردن و قابل استفاده بودن فضا یا انرژی را در اختیار مخاطب خود قرار میدهد، این بخش با توجه به اینکه بر فضا و انرژی که از گران مایه ترین داده های یک سازمان است سرکشی میکند، در این راستا به سازمان ها یاری رسانده تا برای تجهیزات خود عمر مفیدی را در نظر بگیرند و حتی بتوانند فرایند توسعه ملزومات فیزیکی را به تعویق بیاندازد یا نادیده بگیرد. از این طریق میلیون ها دلار صرفه جویی ارزی میشود که این برای سازمان ها بسیار قابل توجه است.

نظارت بدون تاخیر بر محیط:

این ویژگی خرابی هایی که در شدت گرما حاصل شده را ازبین میبرد. اگر بیش از اندازه بر داده ها نظارت داشته باشند، باعث پایین آمدن درجه حرارت میشوند و در هزینه های مرتبط با خنک سازی صرفه جویی میشود و در نتیجه این کار دمای محیط را همواره مطلوب نگه می دارد. در مدیریت پایداری دما هیچ گونه نوسانی در روند محاسبات به وجود نخواهد آمد.

هشدار و نظارت بر هشدار:

هشدار و نظارت بر هشدار، قابلیت این را دارد که زمان مورد نیاز برای حل یک مشکل جزئی قبل از اینکه به مشکل بزرگ تری تبدیل شود را به ما بدهد که این هشدار دهنده ها به کارکنان بخش های حیاتی خبر میدهند که آستانه تحملی، که از قبل برای دستگاه مشخص شده، به اوج رسیده است. که شامل هشدار در خصوص دما و نقطه ای در ظرفیت از قبل تعیین شده،می باشد.

چه سناریوهای محتمل دیگری وجود دارد؟

شبیه سازی باعث بالارفتن سطح انعطاف پذیری در مرکز داده میشود. نتیجه ای که میتوان از آزمایش های برنامه ریزی شده یا برنامه ریزی نشده گرفت، این است که ظرفیتی را تعیین میکند که فرآیند نگهداری و به روزرسانی، مطابق با برنامه ای زمان بندی شده اجرا شود. مراکز داده ی درون سازمانی dcim به طور جداگانه بسیار قدرتمند نشان داده میشود، اما شمار بالایی از شرکت ها به این نتیجه رسیده اند که برای کسب اطمینان بیشتر نسبت به مراکز داده ی خود از نمای دقیق و نظیر به نظیری که بسیار با دقت و درست است استفاده کند. زمانی که مراکز داده می خواهند یک محیط سرویس محور را بنا کنند از ابزار مدیریت سرویس مرکز داده dcsm و dcim به صورت همزمان استفاده می کنند، اما dcsm شالوده و dcim سنگ بنا است. کاربرد dcsm مدیریت جریان های کاری و یکپارچه سازی فناوری اطلاعات در یک سازمان است و این اجازه را به مدیران ارائه دهنده تجهیزات و فناوری اطلاعات درون سازمانی میدهد تا با شفافیت کامل به درک کامل هزینه هایی که به افراد و فرایندها ارتباط دارند و مرتبط با محاسبات، ظرفیت ذخیره سازی و عملکرد است بپردازد.

DCSM این قابلیت را دارد که سرعت مرکز داده را بالا ببرد و در مقابل کاهش هزینه و اثربخشی عملیات را بالا میبرد.

در طول این زمان مدیران بر تمام هزینه هایی که در هر فاز صورت میگیرد نظارت کامل دارند، درست مانند سرویس های ابری که همین شیوه را سرلوحه قرار داده اند. این کار سبب شده که مدیر ارشد فنی (CTO)، مدیر ارشد اطلاعاتی (CIO) هزینه ها را به اندازه ی قابل توجهی کاهش داده و درعین حال به بالاترین بهره وری مراکز داده برسند.

اطلاعات دقیق تر:

کاربرد مدیریت سرویس مرکز داده را میتوان اینگونه بیان کرد که این سرویس قادر است با هرگونه تغییری که در درون بانک های اطلاعاتی مدیریت تغییر (CMBD) که سرنام change management database و سامانه های مدیریت دارایی انجام  میشود خیلی سریع به سازمان ها جهت همسان سازی ارائه شود، به علاوه این ویژگی، کاربر میتواند از ویژگی هایی که به آن نیاز دارد و در این سرویس هست استفاده کند. مانند :محل دقیق دارایی ها، منابع مصرف شده با این دارایی ها، شیوه ارتباط برقرار کردن این دارایی ها.

بهبود یکپارچگی فرآیندها:

یکی از کارهایی که مدیریت سرویس مرکز داده قادر به انجام آن است یکپارچگی در مرکز داده است. این درحالی است که dcsm اجازه را به کاربران خود میدهد تا به صورت active منابع جدیدی را اضافه کنند. همچنین به مدیران درباره محدودیت‌ های منابع فیزیکی موجود در مراکز داده، خرابی برنامه‌ ریزی و مانند این موارد هشدار میدهد. این رویکرد کنترل و پایداری بیشتری را به وجود خواهد آورد.

مدیریت دارایی ها:

در طول زمانی که بارگذاری انجام میشود ردیابی دارایی فیزیکی مانع میشود که تجهیزات سازمان در این بازه زمانی بدون استفاده بمانند. اگر بخواهیم جنبه مثبت این کار را ذکر کنیم باید بگوییم که دارایی که در چرخه حیاتش ردیابی شده است خیلی راحت از طریق آپشن مدیریت خود میتواند به ساده ترین حالت ممکن در فرایند تمدید ضمانتنامه و قراردادهای نگهداری دسترسی داشته باشد.

مدیریت جریان کاری:

نظارت و کنترل بر تغییرات پیش آمده توسط پرسنل مرکز داده باعث میشود اضافه کردن، جابجایی و تغییرات به وسیله انسجامی که ایجاد شده است، نظر ما را بطور کامل بابت درستی انجام کارها به خود جلب کند. علاوه براین در مورد کارها به چه صورت و در کجا به انتها رسیده و چه دارایی هایی در به پایان رساندن کار دخالت داشته را ارائه میکند و اعتبار خصوصی را بسیار ساده میکند. و در آخر موجب میشود که در مرکز داده تغییرات به صورت کارآمدی به اجرا برسند.

یکپارچه کردن مجازی سازی:

مشکلی که در مرکز داده های سنتی وجود داشت به این صورت بود که از یک سرویس دهنده یا برنامه برای جدا کردن برنامه استفاده میشد که این شیوه تعداد سرویس دهنده ها را بالا میبرد و این خود باعث بالارفتن بیش از حد هزینه ها میشد. این یکی از مهم ترین پوئن های منفی برای این سازمان بود و همچنین درمقابل بهروری را نیز کاهش میداد. اما مجازی سازی سرویس دهنده این امکان را به کاربران میدهد که برنامه ها را تفکیک کنند و مشکلاتی که در هماهنگ کردن برنامه ها از طریق ثابت ماندن چند ماشین مجازی روی یک سرویس دهنده ی فیزیکی به وجود می آید را از بین ببرند.

در نهایت:

ارائه دهندگان مرکز داده کلاود محور در صورتی از dcsm و dcim استفاده میکند که هیچ سلاح پنهانی در مقابل بهبود وضعیت و ارئه خدمات به کسب و کارهای خارج از سازمان ندارند. همه ی مراکز داده این قابلیت را دارند که درست مانند کلاود به شفافیت و بازدهی برسند.

شرکت های داده محور، اطلاعات مرتبط با یک مشکل را با استفاده از این ابزارها به شیوه ای نوین و ویژه به دست می آورند و برپایه ی همین اطلاعات به تصمیم گیری های درستی میرسند.

از کاربرد های کلاود عمومی میتوان به شفافیت سازی هزینه ها، کنترل روی منابع مرکز داده اشاره کرد که البته این کار هرگونه اجازه دسترسی ارائه کنندگان ثالث برای تعیین محدودیت را غیر مجاز میکند و شما نیز میتوانید این کارها را انجام دهید.